
عینک گرد بدون فِرِم رو میذارم جلوی فروشنده. از دو تا دسته ای که ابدا در راستای تعادل نیستند و خیلی شمال و جنوب میزنن، بلندش میکنه. (این یکی پنجمین عینک از کالِکشِن عینک های گرد من و سومین عینک گرد بی فِرِم تو سه سال اخیره.)مرد با اخم یه کم اینور اونورش میکنه و با لهجه غلیظی میگه "خانم جنگیدی، دعوا کردی، چی کردی با این بدبخت! اینکه خارش درومده بابا." چند لحظه تو جام ثابت میمونم. دهنم از وقاح...
ادامه مطلب