خرید بک لینک
آدم های این دنیا خیلی تنهاتر از اون چیزی هستن که نشون میدن. و در گذران تنهاییشون، خیلی عاجز تر از اون چیزی که باید باشن. و این خوب نیست. به نظر منی که تو هفت هشت سال گذشته مجبور شدم تنهایی رو رگ به رگ و عصب به عصب بشناسم، منی که روز به روز دو سال پیشم رو، با هماغوشی تن گرم تنهایی و با عشق به بودنش به صبح رسوندم، غم انگیزه این عجز و این دوری. تنهایی بخشی از روح ماست. حدود شصت درصدش. مثل آب که بخشی از جسم ماست. ما تنها به این دنیا میایم و تنها از این دنیا میریم. موقع فارغ التحصیلی موقع بازنشستگی موقع بیکاری موقع مشغله، تو همه اینا تنهاییم گرچه در کنار دیگران باشیم. هر بلایی سرمون بیاد و هر سعادتی که نصیبمون بشه فقط نصیب "من" میشه نه دوست و نفر کناردستی. دوستی ها، روابط، ازدواج ها، خانواده ها، سفر ها، گروه ها، همکلاسی ها یا حتی غریبه های تو خیابون هم که تو این زندگی رو سرمون خراب شن ما باز هم تنهاییم. پس اینکه برای فرار از این خوب دوست داشتنی به یکی از اون راه ها رو بیاریم حماقت محضه. اگر تنهایی رو نشناسیم و به اینها رو بیاریم حتی تنهاتر میشیم. چون حالا یک تنهایی درون خودمون داریم و یه تنهایی که نباید نشون بقیه بدیم. میشه مثل یه لکه سیاه و زشت زیر گوش چپ که هم هربار لمس و دیدنش دل ما رو به هم میزنه و هم باید که از بقیه قایم بمونه.

ما به تنهایی وابسته ایم. ما به تنهایی محتاجیم. اگر نباشه خشک میشیم و میمیریم. پس چرا انقدر تلخ ازش حرف میزنیم؟ چرا انقدر ازش بیزاریم؟ چرا انقدر باهاش نارفیقیم؟ ما باتری هامون رو باید بزنیم تو پریز تنهایی که شارژ شیم و باز انقدر ازش دوری میکنیم. تا تنهایی نباشه تو خودت رو نمیشناسی. زندگیت رو نمیشناسی. راهت رو نمیشناسی.سکوت رو نمیشناسی. تنهایی انزوا نیست که آدم رو ذره ذره بخوره. انزوا زخم بستره. تنهایی سکنای خواب و آرامش. تنها باشیم ولی منزوی نه. حقیقتا تا تنها نباشی نمیدونی کی هستی و تا خودت ندونی کی هستی نمیتونی دیگران رو درست بشناسی و دوست بداری.

برچسب: نویسنده: مهراد مرادیان تاريخ: پنجشنبه 29 آذر 1397 ساعت: 12:41

صفحه بندی