
دیوانه ای از خویش به تنگ آمده که در حال جنگ و گریزان از خرد شخصی و جمعی است....
ادامه مطلب
اونی که لالایی بلده، اما خودش خوابش نمیبره....
ادامه مطلب
یه الکترون که تو آخرین شِلِ دور هسته میچرخیده و با انرژی زیادی که به دست میاره، یواش یواش از دورِ گردش خارج میشه، بدونِ اینکه تو جدول مندلیف عدد از عددی تکون بخوره. تو بگی الکترونی از الکترونِ عنصرا کم و زیاد بشه. خارج میشه و دور میشه و دور میشه و یواش یواش برای خودش تو تاریکیِ فضا حرکت میکنه. آزاد و رها تو محیط، شاهد حرکتِ همه و هیچ. این داستانِ منه؛ همونِ تک الکترون که نیروهای شیمیایی و فیزیکی، جابه جاش کردن. داستانِ جدا شدن و دور شدن و هنگامِ غصه، فراموش شدن. مینویسم و مینویسم که تو این دنیای پر پتانسیل، بین این همه الکترون ریز و درشت، دووم بیارم! +نوشته شده در شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۶ساعت22:57  توسطنجوان | ...
ادامه مطلب
از ایران... به انگلستان... به آمریکا... به کانادا...فعلا! (بره تو لیست بایوگرافی های قبلی.)...
ادامه مطلب
سرباز گمنام گردان تباهی است که در باب چرایی های آفرینش و حوادث بدقواره آن نقد های نخود مغز وارانه و غرغرهای متکثر ارائه میدهد. وی بیخیال بحث و مشق عشق گشته، عربده هایش را لا به لای نوشته های خضعول تر از خودش مینگارد تا اول صدای نکره دیگری گوش جهان را نیازارد و دوم شهرت پس از مرگ چیز دیگریست.بنا به خسته بودن های همیشگی، مقر اعزامی آن سرباز عموما گوشه تخت ،زیر پتوست. از همان جا اوضاع را رصد می...
ادامه مطلب