خرید بک لینک
بر نیمکت گهواره ای مینشینیم. از عباسیان شروع میکنیم تا به دهه سی و چهل، دو دهه طلایی، با عیار های خیلی بالا. آن زمان که بازرگان بود و مطهری و طالقانی، امام موسی بود، چمران و سحابی و یزدی بودند، بهشتی بود، جلال بود. آن زمان که حسینیه ارشاد بود و سخن از اسلام ناب. آن زمان که شریعتی، بود، شریعتی، شریعتی که برود بالا، رک و پوست کنده حرف بزند و مردم بیدار را به شور بیاورد.

فکر کردم کاش همان مقدار که با پوشیدن پیراهن های گلدار و عینک های کائوچویی بزرگ و فیلسوف مابانه در حسرت گذشته ها بودیم، اندوه بیشتری از نبودن تنها یکی از آن انجمن هزار و سیصد و سی تا اواخر چهل، در دلمان موج میزد.

کاش، روستایی زاده ای کوچک، دانش آموز کلاس ادبیات شریعتی بودم.

شریعتی هم ساکن شهر توتی بود.

بعدها نوشتم:

خوب اسم این مطلب شد علی ها تنهایند چون علی تنهاست نام کتاب شریعتیست و علی شریعتی هم تنها بود. علی ها تنهایند، چون از شانس بد در فارسی مثنی علامت خاصی ندارد. و در این حین ناگهان علی نامی که خودش را خیلی تنها و بیکس می پندارد، این نوشته را میخواند. و خوب علی داریم تا علی!

چی بگم از بار این گُرگیجگی کم میکنه؟!

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۶ساعت 18:40 توسط زینب نجوان |

برچسب: نویسنده: مهراد مرادیان تاريخ: يکشنبه 1 مرداد 1396 ساعت: 22:54

صفحه بندی