امروز، اولین روز از ششمین ماه از هزار و سیصد و نود و ششمین سال از تقویم زمانی کل هستی پیرامونه. شهریور شروع میشه و مرداد در واپسین روز های رفتنش، زهرش رو میریزه و با کشوندن رد پای سیاهش رو دل و روحمون باالاخره دل از امسال میکنه.
نمیتونم بشینم کنار پنجره و تموم دلخوشیمو مختص دیدن یه روز آفتابی دیگه و لذت بردن از هوای گرم و صدای پرنده ها کنم. حس میکنم همه خاطره های خوب مرداد دارن تو دهنم فید میشن و به جاشون خاطره های گند اخرش مثل قیر سیاه میان جلو و دید رو تیره و تار میکنن. بی تعارف بگم که از تابستون متنفرم، متنفر.
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم شهریور ۱۳۹۶ساعت 8:35 توسط زینب نجوان |
برچسب: مرداد,گورت,
نویسنده: مهراد مرادیان
تاريخ: جمعه
3 شهريور
1396 ساعت: 0:00