بایوگرافی هفتم - تاریخ: 1397/9/29 ساعت: 12:41
اونی که لالایی بلده، اما خودش خوابش نمیبره.
آرزومند احمق را غم جان نیست متاسفانه. - تاریخ: 1397/9/29 ساعت: 12:41
وقتی غافل میشم ازینکه ما نمیدونیم آینده چی میشه، دردای امروزا حتی سنگین تر میشن
همیشه میلنگه یه جای زندگی! - تاریخ: 1397/9/29 ساعت: 12:41
میترسم یه روز از خواب بیدار شم و نتونم دیگه از جام پاشم، یا اصلا نه از خواب بیدار شم نه از جام، و هنوز تو این دنیا یه تلنبار کار ناتموم برام مونده باشه.xa0 منی که از کارای ناتموم بیزارم، میترسم یه روز ن
با صد هزار مردم تنهایی؟ - تاریخ: 1397/9/29 ساعت: 12:41
آدم های این دنیا خیلی تنهاتر از اون چیزی هستن که نشون میدن. و در گذران تنهاییشون، خیلی عاجز تر از اون چیزی که باید باشن. و این خوب نیست. به نظر منی که تو هفت هشت سال گذشته مجبور شدم تنهایی رو رگ به رگ
ای که مهجوری عشاق روا میداری... خجالت بکش. - تاریخ: 1397/9/29 ساعت: 12:41
تو اتوبوس میشینم. متنی رو میخونم که من رو یاد تو میندازه. مثل یک خودآزار روانی میدونم که باید صفحه گوشی رو خاموش کنم و در قلبمو ببندم سوز غصه از لاش نرو تو، ولی این کارو نمیکنم و اجازه میدم چشمام بیشت
ِهستیم... نیستیم - تاریخ: 1396/10/1 ساعت: 17:36
"ما با توایم... و با تو نهایم، اینت بلعجب" ؛ هستیم... بی تو ولی... نیستیم انگاری...xa0 xa0و حقیقتاًxa0xa0"این هست و نیست لعنتی ای کاش که زیر و زبر شود"... سعدی- من - نظری +xa0نوشته شده در xa0چهارشنبه ۲۹ آذر ۱۳۹۶ساعتxa00:26&nbsp توسطxa0نجوانxa0 |xa0
بایوگرافی چهارم - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:21
یه الکترون که تو آخرین شِلِ دور هسته میچرخیده و با انرژی زیادی که به دست میاره، یواش یواش از دورِ گردش خارج میشه، بدونِ اینکه تو جدول مندلیف عدد از عددی تکون بخوره. تو بگی الکترونی از الکترونِ عنصرا کم و زیاد بشه. خارج میشه و دور میشه و دور میشه و یواش یواش برای خودش تو تاریکیِ فضا حرکت میکنه. آزاد ...
آینده... - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 2:21
از دست فروش زیر پل کترا- مازوبن یه قاشق چوبی خریدم که تو مخیله قاشقه نمیگنجید آمریکا که هیچی، تا تهرانم تو کیفم بمونه. از اونور شلوار لی گپی که تو عراق جا موند، حالا معلوم نیست پای کیه. اجسام و وسایلم حتی نمیدونن قراره دو روز بعد چی به سرشون بیاد یا حتی کجا باشن، ما آدما پس نگران چی هستیم، مایی که ا...
آرزو. جهل. حسرت - تاریخ: 1396/9/24 ساعت: 3:26
زندگی با آرزوهای دور و به نظر دست نیافتنی؟xa0جهلِ نشناختن یه کانسِپت از پایه؟ یا حسرتِ از دست دادن اون چیزی که به زحمت به دست آوردی؟ کدوم بدتره؟ اینکه آرزوی پرواز داشته باشی در حالیکه آسمون خیلی خیلی دور به نظر میرسه؟ پرواز رو نشناسی و تجربه نکرده باشی؟ یا لذت پرواز رو چشیده باشی و با اینکه خیلی بهت...
بایوگرافی سوم - تاریخ: 1396/9/24 ساعت: 3:26
[unable to retrieve full-text content]از ایران... به انگلستان... به آمریکا... به کانادا...فعلا! (بره تو لیست بایوگرافی های قبلی.)
با صدای نامجو بخوان "انسان پوچ" - تاریخ: 1396/9/24 ساعت: 3:26
کارم شده دلداری دادن به آدما؛ خوروندن حرفایی که حالا خودمم در دو به شکیشون کرال میزنم. در دل، فغانم هواست از برای این همه هیچ بودن این انسان پوچ. ..xa0xa0 +xa0نوشته شده در xa0چهارشنبه هشتم آذر ۱۳۹۶ساعتxa02:41&nbsp توسطxa0نجوانxa0 |xa0
مقصد - تاریخ: 1396/9/24 ساعت: 3:26
اشتباه این بود که نفهمیدیم "آدما مقصد نیستن فقط همراهن!"xa0اشتباه این بود که "همیشه مقصدم بودی، کجا با تو سفر کردم...؟" هیچ جا! ناپیرو- خواجه امیری +xa0نوشته شده در xa0شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۶ساعتxa019:2&nbsp توسطxa0نجوانxa0 |xa0
شماره هشت، در باب بزرگ شدن - تاریخ: 1396/9/24 ساعت: 3:26
مثلا موقع میوه خوردن، وقتی پوستِ خیار به جای نوارای بلند و صاف، میشدن تیکه های منقطع و آخرشم از یه کیلو میوه سیصد گرمش باقی میموند، وقتی پوست پرتقال رو نمیتونستم پشت سر هم و بدون بریده بریده شدن بکَنم که بعد بپیچمشون و گل رز درست کنم، وقتی نمیتونستم سیب زمینی هایی که قرار بود سرخ بشن رو دقیق اندازه ...
شماره هفت، در باب تجربه - تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 12:38
ترم دوم که بودم، ژنتیکو به صورت نوشتن مقاله امتحان میگرفتن. یه سوال میدادن و میبایست فلان قد کلمه براش مینوشتی. بعدم حفظشون میکردی و تو خود جلسه دوباره مینوشتی رو برگه امتحان. خودِ توضیحِ روش برای گرخیدن یه سری دانشجوی تازه وارد به نظرم کافی میاد. تو کل دو ترم برای ما از علم ژنتیکِ باکتری و اینکه چط...
تنهای تنهای... تنها! - تاریخ: 1396/9/5 ساعت: 12:38
پرسید :"تنهایی، امتحان خداس؟ یا نتیجه امتحانِ خدا، تنهاییه؟!" گفتم :"نمیدونم" گفت :"به نظرم باید دید تنهایی ترجیحته یا تقدیرت." گفتم :"دهنت رو خیلی خیلی محکم ببند تا زودتر از تنهایی خَفَت نکردم!"xa0 +xa0نوشته شده در xa0پنجشنبه دوم آذر ۱۳۹۶ساعتxa023:51&nbsp توسطxa0نجوانxa0 |xa0
قدیمی - تاریخ: 1396/9/2 ساعت: 0:32
لب تاب قدیمی. پوشه قدیمی. آهنگ قدیمی. صدای قدیمی. خاطره قدیمی. میخوای بگی "منظورت از قدیمی همین دو سه سال پیشه دیگه؟" میخوام بگم "منظورم از قدیمی اون روزاییه کهxa0 جایی نرفته بودم، دلی نداده بودم، دور نشده بودم. قدیمی یعنی زمانیکه تو رو
خیلی خیلی دور، خیلی نزدیک - تاریخ: 1396/9/2 ساعت: 0:32
BLOGFA.COM لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد کنید » نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای
شماره هفت، در باب پندانه های شیخ - تاریخ: 1396/9/2 ساعت: 0:32
ترم دوم که بودم، ژنتیکو به صورت نوشتن مقاله امتحان میگرفتن. یه سوال میدادن و میبایست فلان قد کلمه براش مینوشتی. بعدم حفظشون میکردی و تو خود جلسه دوباره مینوشتی رو برگه امتحان. خودِ توضیحِ روش برای گرخیدن یه سری دانشجوی تازه وارد به نظرم ک
تِیک آف - تاریخ: 1396/8/19 ساعت: 17:28
دقیقا اونجایی که شیرزاد به آتنا حرفی رو میزنه شبیه "یه چیزی همه جا تعقیبت میکنه، ولت نمیکنه هر چقدرم که دور بری، و لایمکن الفرار!" +xa0نوشته شده در xa0چهارشنبه هفدهم آبان ۱۳۹۶ساعتxa03:32&nbsp توسطxa0نجوانxa0 |xa0
کلمات قصار - تاریخ: 1396/8/14 ساعت: 23:07
[unable to retrieve full-text content]خستگی شاید دلیل کافی نباشه، ولی منطقی، چرا!