هر شب تنهایی... - تاریخ: 1396/8/14 ساعت: 23:07
[unable to retrieve full-text content]دو نفر بودیم. حرفای مشترکِ زیادی نداشتیم، تنهاییای مشترکِ زیاد ولی، چرا، داشتیم... خیلی زیاد...
پشیمانی - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 19:13
[unable to retrieve full-text content]پشیمونی از گذشتس که به آدم درس میده؟ یا خطاهای گذشته؟ 
پریشانی - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 19:13
پشیمونی؟xa0 نه واقعا! میراث هر حماقتی، یه خاطرس. میراث هر خاطره ای هم پریشونیه که مثل شعله بیفته به دامنت و کم کم خاکسترت کنه... +xa0نوشته شده در xa0سه شنبه نهم آبان ۱۳۹۶ساعتxa01:38&nbsp توسطxa0نجوانxa0 |xa0
Harley Quinn - تاریخ: 1396/8/10 ساعت: 19:13
طه داره برای کاستیوم هالوین پارتی دانشگاه نقشه میکشه. بعد از رد شدن تموم گزینه ها اعم از پاره کردن تی شرت و لب های خونی ومپایر و باند پیچیای مومیایی، یه نگاه به من میندازه و میگه :" با این موهای سبز شبیه هارلی کویین شدی. هیچیم نشد دست تو
همه ی ما سگ دو بزنان - تاریخ: 1396/7/24 ساعت: 22:42
حس میکنم آدم باید انقدر تو زندگیش بدوه که وقتی شب ابدی رسید و قرار شد دراز بکشه تا اخر دنیا بخوابه، صدای قلنج کمرشو تو قبر بشنوه. حس کنه انقد خستس که سرش نرسیده به خاک، خر و پفش هواس. پیش خودش بگه آخییییشششش بالاخره تموم شد!xa0 پیژامه راه راهشو ب
مرز - تاریخ: 1396/7/24 ساعت: 22:42
مگه یه تیکه مرز چقدر تاثیر داره که یه ورش میشه اون نیویورک منحوس و یه ور دیگش تورنتوی به این قشنگی! میخوای مرزو آبی بگیری خاکی بگیری یا هوایی، داستان جور در نمیاد والّا! (ببخشید اگه نیویورک فِیوِریتتونه) +xa0نوشته شده در xa0جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۶ساعتxa02:6&nbsp توسطxa0نجوانxa0 |xa0
دل زارم... فغان کم کن! - تاریخ: 1396/7/24 ساعت: 22:42
خیلی سریع و صریح به همه چی عادت کردیم تو زندگی. سوالxa0 اینه که این توانایی بزرگ از کجا نشات میگیره؟! پنی شد ریال! ما اُکی بودیم. ریال شد سِنت. اُکی بودیم. نیوتون هال شد میسیگا رُود، باز اُکی بودیم. شهروند شد اَزدا، تِسکو شد والمارت! کماکان راحت
قالت نگارُ علیها السلام - تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 4:54
خب نگار جواهریان درست میگه :"هر چیزی بالاخره یه جا تموم میشه دیگه." پس اینطوری که به اتمام هر چیز چنین ایمان راسخی داریم، مهم میشه که چطور تموم میشه؟ چه چیزی باعث تموم شدنش میشه اصلا؟ مرگ؟ تصادف؟ مهاجرت؟ کمبود وقت؟ حذف؟ عبور از برهه های مشخص زندگی؟ بزرگ شدن؟ شهرت؟ ثروت؟ جدا شدن؟ تغییر؟ آینده؟ هدف؟ ج...
ماری نجوان کوری - تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 4:54
اون روز که عینکم خراب بود دست تعمیرکار، بی نهایت دید زیباتری از جهان اطرافم دریافت میکردم. فک کن دنیایی از لکه های نور، چاق و لاغر، با کت شلوار یا مثلا روسری، که اینور و اونور میرفتن یا نورایی که مثلا وسط چهارراه چشمک میزدن یا هی رنگ به رنگ عوض میشدن، قیامتیه واسه خودش، محشریه که نگم واست!xa0دیگه از...
Warm Bodies - تاریخ: 1396/7/3 ساعت: 4:54
فیلمی که از دیدگاه کودکان نسل امروز واسه گروه سنی الفه و منِ نیمچه نسل قبل (مال کدوم نسل حساب میشم اصلا؟) که ابدا موافق نیستم و قطعا یه برچسب -۱۸ میچسبوندم تنگ سی دی، مجبور شدم امروز یک ساعت و نیم تمام پاش بشینم. هر لحظه که زامبیا حرکات دِیلی روتینِشونو انجام میدادن حس میکردم تمام غذای تو معدم از فر...
خر - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 12:55
تاپ بالا و بالاتر میره و همزمان هم با سرعت میچرخه. مامان ترسیده از این اوضاع و پشیمان از اعتماد به حرف من، بلند داد میزنه نجوان خر، نجواااانننن خرررر +xa0نوشته شده در xa0دوشنبه بیستم شهریور ۱۳۹۶ساعتxa08:19&nbsp توسطxa0نجوانxa0 |xa0
شماره پنج در باب مقایسه - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 12:55
زمانیکه در ریاضیات میخوان دو تا مقدار رو با هم مقایسه کنن، میگن حتما باید تو یه فُرم باشن، مثلا کسر و کسر، نه کسر و عدد اعشاری. علوم تجربی هم شبیه همینه. میگن دو مول از فلان ماده و سه مول از بیسار ترکیب شیمیایی.xa0حتی در عرف و شرع هم مطرح میشه که بهتره افراد با مشترکات بالاتر با هم وصلت کنند. وقتی ت...
جنون چَهار صبح - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 12:55
[unable to retrieve full-text content]بی حرف پس و پیش، " به یَدِ اوست، ناصیه ی من!" xa0
Pedestrian crossing/ Crosswalk - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 12:55
مدت زمان اقامت افراد تو شهرمون رو از شدت اعتراضاتشون به رانندگی اون یکی دسته از افراد پشت فرمون متوجه میشم. اونی که با داد و فریاد زیاد جلو میره و نسبت به عدم توقف ماشین ها پشت خط عابر اخم میکشه تو هم و با تحکم به زِبرا کِراسا اشاره میکنه، دقیقا همونیه که دیروز از هواپیما پیاده شده و با وجود جِدلَگ ...
بایوگرافی اوّل - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 12:55
سرباز گمنام گردان تباهی است که در باب چرایی های آفرینش و حوادث بدقواره آن نقد های نخود مغز وارانه و غرغرهای متکثر ارائه میدهد. وی بیخیال بحث و مشق عشق گشته، عربده هایش را لا به لای نوشته های خضعول تر از خودش مینگارد تا اول صدای نکره دیگری گوش جهان را نیازارد و دوم شهرت پس از مرگ چیز دیگریست.بنا به خ...
خشم - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 12:55
بله، من همون کَسیم که به بقیه شنای پروانه یاد میده، و نوبت به خودش که میرسه نفس گیری تو بخش کم عمق رو تمرین میکنه. متوجهی، نه؟ +xa0نوشته شده در xa0شنبه بیست و پنجم شهریور ۱۳۹۶ساعتxa021:5&nbsp توسطxa0نجوانxa0 |xa0
دوئل - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 12:55
بابا در مقابل پبشنهاد بی شرمانه من (به عینک خودش) مبنی بر طبخ لوبیاپلو برای شام، گزینه بی شرمانه ترِ کوکو سیب زمینی رو روی میز گذاشت و در آخر هر دوی ما سر سفره نشسته بودیم و قیمه هارو میریختیم تو ماستا. بله، زندگی ما چنین است. کماکان بر خط اعتدال، نه حرف من نه حرف شما، اکثریت یا اقلیت آرا بهxa0انتخا...
شماره شش در باب ناموس - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 12:55
عینک گرد بدون فِرِم رو میذارم جلوی فروشنده. از دو تا دسته ای که ابدا در راستای تعادل نیستند و خیلی شمال و جنوب میزنن، بلندش میکنه. (این یکی پنجمین عینک از کالِکشِن عینک های گرد من و سومین عینک گرد بی فِرِم تو سه سال اخیره.)مرد با اخم یه کم اینور اونورش میکنه و با لهجه غلیظی میگه "خانم جنگیدی، دعوا ک...
دم دمای آخری - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 12:55
شبی "لیلا" به "مجنون" گفت که ای محبوب بی همتا تو را عاشق شود پیدا، ولی "لیلا" نخواهد شد... (با صدای من بخوانید.) +xa0نوشته شده در xa0سه شنبه بیست و هشتم شهریور ۱۳۹۶ساعتxa020:46&nbsp توسطxa0نجوانxa0 |xa0
قالت نگار: - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 12:55
خب نگار جواهریان درست میگه :"هر چیزی بالاخره یه جا تموم میشه دیگه." پس اینطوری که به اتمام هر چیز چنین ایمان راسخی داریم، مهم میشه که چطور تموم میشه؟ چه چیزی باعث تموم شدنش میشه اصلا؟ مرگ؟ تصادف؟ مهاجرت؟ کمبود وقت؟ حذف؟ عبور از برهه های مشخص زندگی؟ بزرگ شدن؟ شهرت؟ ثروت؟ جدا شدن؟ تغییر؟ آینده؟ هدف؟ ج...